خرید بک لینک

ساعت شش خودکار از خواب بیدار شدم.

نمازمو خوندم .گوشیمو چک کردم. و بعد هم گندمبا (نمیدونم شما بهش چی میگید) که بابا خریده بود خوردم.

همین طور رو تختم دراز کشیده بودم که صدای بارون نزاشت این دراز کشیدن ادامه پیدا کنه.

راستش با تمام قلبم خوش حالم که اتاقم کولر داره و پاییز و زمستون از توش طراوت و سرزندگی میریزه بیرون.

چشمامو میبنم

فقط گوش میکنم.

#شادی های کوچک اما عمیق :)

برچسب: نویسنده: آرتین پاکدل تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 2:22

وقتی ایران رو به رسمیت نمیشناسن!

وقتی که اسرائیل در لیستشون هست اما اسم کشور تو نیست!

تُف...تُف...تُف...

برچسب: نویسنده: آرتین پاکدل تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 2:22

حیف که انسان موجود اجتماعی هست و رشد توی ارتباط با ادمهای دیگه نهفته ست.

و گرنه قطعا سالها قبل میشد از دست همدیگه به غاری جایی پناه ببریم!

هر کی رو نگاه میکنی با تمام حس قشنگی که بهش داری با تمام حس تعهدی که در قلبت نسبت بهش داری اخر یه ویژگی داره یه حرکتایی میزنه که عمیقا قلبت رو میرنجونه و عمیقا با اعصابت بازی میشه!

رابطه ی ما ادمها مثل خودمون رنگشون خاکستری ِ!



برچسب: نویسنده: آرتین پاکدل تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 2:22

با تنها چیزی که تونستم خودم رو اروم کنم این بود که خوب اینجا که صد در صد خونه ی من نیست. من هم یک روزی خونه ی خودمو خواهم داشت وخوب اونجا میتونم تصمیم بگیرم. چند تا سوال تکراری هم بارها و بارها توی ذ

برچسب: نویسنده: آرتین پاکدل تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 2:22

خیلی وقتا چیزی که با تمام وجودم ارزوش کردم این بوده که کاشکی یه نفر بود میگفت الان بهترین رفتار ممکن چی هستو کاشکی یه دستگاه یه فرشته و یا هر چیز دیگه ای وجود داشت که بهش شرایط و condition رو میگفتم

برچسب: نویسنده: آرتین پاکدل تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 2:22

گاهی اوقات واقعا دلم میخواد بشینم و دقیقه ها ساعت ها به این فکرکنم که من به درد چی میخورم؟ چه چیزی هست که با پرداختن به اون خیل عظیمی از استعدادهام به کار گرفته میشه؟ اون چیه که من باید عمرم رو صرفش ک

برچسب: نویسنده: آرتین پاکدل تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 2:22

صفحه بندی